سرانجام دادگاه ویژه روحانیت حکم دو تن از علمای اهل سنت کرد را به نامهای ماموستا سیف الله و ماموستا حسین(از شهرستان جوانرود) به آنها ابلاغ کرد .
در حکم صادره مجازات زندان و تبعید در نظر گرفته شده و تا تایید دیوان عالی کشور هم چنان معلق و غیر قابل اجرا خواهد ماند.
اما نکته ای که بیش از هر چیز توجه مرا به خود جلب کرده جسارتی و جراتی است که حاکمیت نسبت به اهل سنت پیدا کرده است.
بعد از قتل و شهادت کثیری از علمای اهل سنت اغلب به این نتیجه رسیده بودند که رژیم بار دیگر تجارب گذشته را تکرار نخواهد کرد.
اما رویدادهای چندین سال اخیر نتیجه ای غیر از این را بدست می دهد.
هم چنانکه میدانیم جز سالهای بحرانی اول انقلاب که تعدای از بزرگان اهل سنت علنا زندانی یا اعدام گریدند غالب تصفیه هایی که در میان اهل سنت انجام گرفته مخفیانه و به صورت ابهام آمیز بوده است.
دهه شصت( 60) علما و بزرگان اهل سنت مستقیما با سیاست های نظام مخالفت ورزیدند و در مقابل نیز نظام با مدد از بحران ایجاد شده ( جنگ) به راحتی آنها را از صحنه معارضه خارج کرد.
دهه هفتاد(70)، موج سهمگین ترورها و قتل های زنجیره ای آغاز شد و عده قابل توجهی از علمای اهل سنت در داخل و خارج از کشور قربانی این جریان ظالمانه گشتند.
اما دهه حاضر(80) تلفیقی از شیوه های سرکوب دو دهه گذشته است، چه می بینیم تعدادی به شیوه های مرموز و سری به قتل رسیده اند و عده ای نیز آشکار ؛ حتی آشکارتر از اوایل انقلاب.
به تناسب موقعیت اجتماعی اقوام سنی، شیوه های متفاوتی جهت سرکوب اتخاذ شده است.
نظام در مناطق بلوچ نشین حسب ویژگیهای منحصر به فرد آن، از صراحت عمل بیشتری برخوردار است تا جایی که به راحتی افرادی را از جنس روحانیون به اتهام محاربه اعدام کرده است.
اما خصوصیات کردستان ایجاب کرده که حاکمیت در برخورد با اهل سنت بیشتر از دیگر مناطق خویشتن دار باشد.
کردستان روزنه های بسیاری برای برخورد مستقیم نظام ندارد، آنچه در این سالها مددکار رژیم در اجرای برنامه هایش بوده حضور ناخالصی هایی به رنگ روحانیون بوده است.
برخلاف بلوچستان که در میان علمایشان اصالت برتری از نظر استقلال دیده می شود و امور دینی خود را با آزادی عمل بیشتری انجام می دهند، کردستان در کنار علمای عالم و عامل، بعضا نخاله هایی فارغ از محتوای دین دیده می شود که بهترین کاتالیزور برنامه های شوم حکومت بوده و مانع از اصلاح و پیشرفت دین در میان اقشار مردم هستند.
در چندین قضیه اخیر به وضوح، امضا و تایید امثال اشخاص فوق الذکر مهم ترین یاور حکومت برای بازخواست و مجازات علما در کردستان بوده است.
گویا اینکه عده ای از روحانیون! فعالیت های کسانی چون ملا سیف الله جوانرودی را تفرقه آمیز و اختلاف بر افکن دیده اند پس درد را به دولت کریمه! داده تا درمانش کند؟
البته این تازگی ندارد و این سنت همواره پابرجا بوده و خواهد بود.
این غده کشنده نیز جز با آغاز اصلاح از درون جامعه نابود نخواهد شد
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم...{ الرعد/11}
تربیت افراد و اشخاصی معین بر اساس منهج صحیح طوری که بتوانند به راحتی نقش یک هسته قدرتمند و ثابت را در جامعه به عهده بگیرند امکان اصلاح انفس را در سطح گسترده مهیا ساخته و خود به خود ناخالصی ها را دور می اندازد ( ان شاء الله).
اما به طور کلی جسارتی که درعوامل اجرایی رژیم نسبت به مخالفان پیدا شده دست کمی از اوایل انقلاب ندارد و این یکی از علایم سقوط نظام هاست و یا حداقل نابودی سطحی از لایه های قدرتشان هست.
یک حکومت بامهره های مختلف بازی میکند گاه از یک مهره در نابودی بسیاری از دشمنان و مخالفانش استفاده کرده و نهایتا خود مهره را نیز می سوزاند.
این شیوه بازی کردن منافع زیادی برای او خواهد داشت، حداقل نفعی که خواهد برد این است که مخالفان بییشترین توجه خود را صرف نابودی این مهره می کنند و نخواهند توانست مهره های اصلی او را از صحنه قدرت خارج کنند.
خداوند متعال صبر و ثبات را برای کسانی که جرمی ندارند جز اینکه گفته اند خدای ما یکی است مسئلت دارم و شکایتمان را فقط نزد او بازگو می کنیم.
برادرتان: کوردو
+ نوشته شده توسط کوردو در چهارشنبه 22 خرداد1387 و ساعت
18:29 |