
ایاک نعبد و ایاک نستعین.
شيعيان براي اثبات امامت و هم چنین عصمت آنان به آیه 59 سوره النساء استناد می کنند:
قال الله تعالی :يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ....(59/النساء)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد الله را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد....
می گویند : چون اطاعت از اولوالامر همراه با اطاعت رسول آمده پس آنان نیز بایست همانند پیامبر اطاعت شوند...و اگر کسی از گناه و خطا و اشتباه معصوم نباشد چگونه پروردگار جزم به اطاعت از آنها کرده است!...و نتیجه می گیرند که اولو الامر در این آیه معصوم هستند و سپس با روایت حدیثی از جابر، اولوالامر را ائمه دوازده گانه معرفی می کنند.
---------
مناقشه مساله: یعتقدون ثم یستدلون ...به راستی که باورمند شدن قبل از تحقیق و استدلال، سبب انواع ضلالات بوده و هست...چنانکه پروردگار در وصف مشرکان می فرماید:
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ (104-المائده):
چون به آنان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر[ش] بياييد مىگويند آنچه پدران خود را بر آن يافتهايم ما را بس است آيا هر چند پدرانشان چيزى نمىدانسته و هدايت نيافته بودند( باز بر دین پدرانشان خواهند ماند).
در وصف یهودیان و نصاری نیز می فرماید:
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَـهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (31- التوبه)
: اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا به الوهيت گرفتند با آنكه مامور نبودند جز اينكه خدايى يگانه را بپرستند كه هيچ معبودى جز او نيست منزه است او از آنچه [با وى] شريك مىگردانند.
آنچه در دلالت آیات فوق مشهود است ...اتباع از آیین و اعتقادی است که اساس انتخاب و پذیرش آن ، استدلال نبوده بلکه اتباع آباء و اجداد( جو جامعه) و یا اتباع مطلق از روحانیون بدون -هیچ قید وشرطی -می باشد.
الله تعالي یکی از دیگر شیوه های تحقیق اهل باطل را این گونه بیان می گوید:
{وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ.. وَإن يَكُن لهُمُ الْحَقُّ يَأتُوا إِلَيْه مُذْعِنِينَ } (النور : 48-49)...: چون به سوى خدا و پيامبر او خوانده شوند تا ميان آنان داورى كند بناگاه دستهاى از آنها روى برمىتابند...
و اگر حق به جانب ايشان باشد به حال اطاعت به سوى او مىآيند....
اهل باطل به صورت کلی نیز این چنین رفتار می کنند...همواره به دنبال نصوصی هستند که تا حدودی مرام و مراد آنها را تایید کند.
اما منهج اهل هدایت و اهل حق، در قرآن کریم این گونه تصویر می شود:
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ( 18- الزمر):
کسانی که به سخن گوش فرامىدهند و بهترين آن را پيروى مىكنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان.
ابتدا می شنوند...بعد تبعیت می کنند...اینان خردمند و اهل هدایتند..
و این شیوه اتباع را، پذیرش بعد از استدلال می نامند..یستدلون ثم یعتقدون.
اما درباره موضوع بحث، قبل از هر چیز کامل آیه و معنای آن را بیان می کنیم...تا خواننده بهتر در جریان قرار بگیرد.
ادامه مطلب
بسم الله..توکلت علی الله و لا حول و لا قوه الا بالله
اما بعد:
السلام علیکم و حمه الله و برکاته
قال الله تعالی : قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لأغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (82-ص):
پروردکار علیم سخنی از شیطان را برای بندگانش نقل می کند که گفته بود: قسم به عزت تو ای ( پروردگار) همه را گمراه خواهم کرد...تا به این شیوه بندگانش را از خواب غفلت بیدار کند و به آنها گوشزد کند که شیطان عزمش را بر گمراهی آنها جزم کرده است....
و قال الله تعالی :إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُواْ مِنْ أَصْحَابِ السَّعِير.ِ
در این آیه مبارکه نیز به صراحت پروردگار انس و جن اعلام می دارد که شیطان دشمن همگی ماست و در سنگر عداوت و بغض کمین کرده است..پس ما نیز بایست بر علیه او سنگر بگیریم و او را دشمن خود بدانیم.... فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً....
اگر کسی دشمنی داشته باشد و به او خبر دهند که دشمنت در کمین نشسته و هر لحظه ، منتظر فرصتی است که به او ضربه بزند...این شخص هرگز آرام نخواهد گرفت و تمام لحظاتش در این اندیشه است که چگونه خود را از کمین خصمش برهاند....
و حال کسی به ما خبر داده که همه اخبارش صدق و همه احکامش عدل و داد است...کسی که بیشتر از هر کس نفس و خواسته های آن را می شناسد...کسی که همواره ما را به بهشت و نعمتهایش...به رضوان و بخششهایش دعوت می کند... وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ....او به ما خبر داده.... ای بنی آدم ...و ای بندگان من ...إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ..به راستی که شیطان دشمن شماست.
إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُواْ مِنْ أَصْحَابِ السَّعِير.ِ....شیطان همه کارش این است که حزب و جماعتش را دعوت کند....تا همه را به آتش کشاند
آری..شیطان نیز دعوت می کند ..شیطان حزب می سازد..تا ..تا اینکه جهنم را از هم کیشان و امثال خود پر کند...
سخن پروردگار شوخی بردار نیست ..خیال و افسانه نیست ...واقعیتی است که هر صاحب درک و شعوری با تمام وجود احساسش خواهد کرد
انسان چه بخواهد و چه نخواهد این جنگ جریان دارد...و همه انسانها چه بدانند یا ندانند در یک سنگر قرار گرفته اند...انسانی را می بینی که شکست خورده و منهزم، اسب اختیارش را به دست خصم و دشمنش- شیطان- داده و بیچاره به هر سو که شیطان بخواهد می تازد....دیگری سراپا زخم و الم است و هر لحظه ضربه ای از دشمنش – شیطان - می خورد...آن یکی بر قله پیروزی نشسته و شیطان خسته از کارزار با اوست...این جنگ یک آن هم آتش بس ندارد و همواره این جنگ از حالت درونی خارج شده به دنیای بیرون کشیده می شود و کارزار بزرگ حق و باطل در صورت فیزیکی آن شکل می گیرد.
وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ (36- البقره): و گفتیم فرود آیید که بعضی دشمن بعض دیگرید
کسی می تواند در این جنگ پیروز شود که جنگ را فرماندهی و اداره کند ...و یک فرمانده زمانی می تواند جنگ را اداره و به نفع خود تمام کند که دشمن را به خوبی شناسایی کرده و به نقاط قوت و ضعف او آگاه باشد.
اما شیطان دشمنی است که نمی توان به راحتی او را شناخت تا چه رسد به اینکه بر سر نقاط قوت و ضعفش آگاهی پیدا کنیم!!...لا حول و لا قوه الا بالله ..پرودگارا تو خود کمک و یاور ما باش.
اما عزیزان ...پرودگاری که می داند ما انسانها حتی از تشخیص دشمن خود نیز غافلیم ...چگونه ما را به سنگر گرفتن در مقابل کسی امر می کند در حالی که هیچ اطلاعاتی از او در اختیار ما نباشد ....)و ما کان ربک نسیا(
کتاب الله و سنت رسول الله در مورد شیطان، اطلاعاتی ارزشمندی را بیان کرده اند که هیچ فرمانده ای بدون آن نمی تواند بر دشمنش فائق آید:
پس تمام فرماندهانی که قصد پیروزی در جنگ با شیطان را دارند بایستی به دقت در نکات زیر توجه کنند:
ادامه مطلب
بسم الله ربنا و علي الله توكلنا....اللهم صل علی محمد و علی آله و صحبه و سلم و من تبعهم باحسان الی يوم الدين.
اما بعد:
یکی دیگر از آیات قرآنی که شیعیان در مورد آن بسیار جنجال برپا کرده اند قسمتی از آیه 33 سوره احزاب می باشد که به آیه تطهیر مشهور شده است.
وجه استدلال شیعه در این آیه مشخص کردن اهل بیت و عصمت آنان به معنا و مفهوم خاص شیعی است...چرا که شیعه در مورد عصمت تعریفی غیر از اهل سنت دارد...و هم چنین در مورد اهل بیت نیز با اهل سنت اختلاف دارد.
در این مجال به یاری و استعانت از الله قصد دارم استنباط شیعه را در مورد آیه، در بوته کنکاش و استدلال قراردهم تا به اراده الله من نیز به سهم خود زمینه را برای راهیاب شدن حق گرایان به سوی حقیقت آماده کرده باشم.
قال الله تعالی:............. إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (33-الاحزاب):
در کتاب پیام قرآن ج 9 ص 137 در تفسیر این آیه چنین آمده است که می تواند ملخص کلام شیعه در مورد این آیه باشد:
{{ خداوند در آغاز این آیه ، به همسران پیامبر (ص) خطاب می کند و به آنها دستور می دهد که در خانه های خود بمانند و همانند رسوم جاهلی پیش از اسلام در میان مردم ظاهر نشوند و موازین عفت را رعایت کنند، نماز را بر پا دارند، زکات را بپردازند و خدا و رسولش را اطاعت کنند. تمام شش ضمیری که در این بخش از آیه آمده، همه به صورت جمع مونث است سپس لحن آیه طور دیگر می شود و می فرماید: ( خداوند تنها می خواهد پلیدی و گناه را از شما دور و شما را کاملا پاک کند) در این بخش از آیه، دو ضمیر جمع به کار رفته که هر دو مذکر است. درست است که صدر و ذیل یک آیه معمولا یک مطلب را دنبال می کند؛ ولی این سخن در جایی معتبر است که قرینه ای خلاف آن وجود نداشته باشد.بنابراین، کسانی که این قسمت از آیه را نیز مربوط به همسران پیامبر دانسته اند سخنی خلاف ظاهر آیه و قرینه موجود در آن یعنی تفاوت ضمیرها گذاشته اند. از این گذشته در مورد این آیه روایات متعددی وجود دارد که علمای بزرگ اسلام – شیعه و سنی- آن را از شخص پیامبر نقل کرده اند و این روایات در معروف ترین منابع فریقین که مورد قبول آنهاست به وفور و کثرت آمده است این روایات همگی حاکی از آن است که مخاطبان این آیه ، پیامبر اسلام، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند و نه همسران پیامبر.
کلمه یرید اشاره به اراداه تکوینی پروردگار است یعنی خداوند با یک فرمان تکوینی اراده کرده است که شما را از هر گونه آلودگی پاک کند....}}
نتایجی که از این تفسیر بدست می آید:
1- قسمتی از آیه، موضوع کلی آیه را دنبال نمی کند بلکه لحن عوض شده و مطلب دیگری را عنوان می کند.
2- مراد از اهل بیت در آیه همسران پیامبر نیست بلکه مراد پیامبر، فاطمه، علی، حسن و حسین است....و به هیچ وجه همسران پیامبر مشمول آن قرا ر نمی گیرند.
3- روایت متعددی از علمای اهل سنت حاکی از ان است که که مخاطبان این آیه ، پیامبر اسلام، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند و نه همسران پیامبر.
۴- کلمه یرید در این آیه اشاره به اراده تکوینی دارد یعنی خداوند با یک فرمان تکوینی اراده کرده است که اهل بیت را از هر گونه آلودگی پاک کند.(عصمت)
*********************
حتما ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب

