تبليغاتX
صدای غربت
درمان تنازلات ایمانی؟؟؟ دوشنبه 29 تیر1388 16:2

چه بسیار افرادی که مدتی خود را به خاک متعلق ندانسته و در اوج ایمان و اصلاح ببیند اما دیرپایی نمی گذرد که ایمان و اعمالشان رو به تنزل نهاده و بعضا نیز دایره ایمان را ترک می گویند!

چرا و چگونه چنین افت و خیزی در میان دینداران روی می دهد؟ همواره از سوالات و مبهمات ذهن پرسشگر من بود که همواره در طی تحقیق و مطالعه ی موارد روی داده تصویر دقیق تری از این آفت دینداری برایم ترسیم می گشت.

شاید اگر خواسته باشیم علل افت و خیز ایمانی اشخاص را تحلیل کنیم  با علت ها و اسباب متفاوتی روبه رو شویم که قاعده مند کردن آن در ضوابطی کلی مشکل  بوده  و بالاولی راه کار مقابله با آن نیز از نظرگاه مومنان مبهم و غیر واضح باشد.

اگر بخواهیم با تعابیر و الفاظی دقیق علل را به صورت  کلی دسته بندی کنیم می توان از تعبیر زیبای علمای این امت استفاده کرد که گفته اند : انسانها از عارضه " شبهات" و " شهوات" هلاک می شود.

شبهات همان پروژه های فکری شیطانی است که به دنبال خدشه و شک اندازی در مفاهیم بنیادین و عقاید مومن است اما شهوات عبارت از دام های زینت داده شده ای که طعمه هایش مخلوطی از ملذات دنیوی و جسمی است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کوردو  | لینک ثابت |

پیرزنی با گیسوهای سفید که به سختی از میان حجابش نمایان بود در مصاحبه خود چنین گفت:

 این تصویر مربوط به سالهایی انفال است و مسعود بارزانی در حالی بر دستان من بوسه زد که من ناراضی بودم و این کار علی رغم میل باطنی من صورت گرفت.

اما به هر حال این کاری بود که پیش آمد ولی چرا آن راعکس برداری کرده و در حجم وسیعی آن در کوچه و معابر، کانال ها و رسانه های جمعی به نمایش گذاشته اند؟

آقای بارزانی وظیفه شان بوده که قدر مادران شهید را بگیرد و من نیز یکی از مادران شهیدانم ....و این هیچ افتخاری برای او نیست.

زمانی که این عکس منتشر شد افراد امنیتی حزب " اتحاد میهنی" مرا توبیخ کرده و مرا نسبت به عواقب اتفاق پیش آمده هشدار دادند.( قبلا این دو حزب از دشمنان یکدیگر بوده به طوری که دهها هزار ما بینشان قتل و عام گشت  و هم چنان نیز ادامه دارد ولی جهت مصلحت  به ائتلاف روی آورده اند)

سخنان این شیرزن پرده از رسوایی دیگر برداشت و به همگی فهماند که تا چه حد اقدامات حکام جور و فساد در راستای مصالح خود آنهاست ...و چه بسیار کم هستند که پند بگیرند!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کوردو  | لینک ثابت |

 

می توان سوال فوق را از دو وجه نگریست:

1- چه بسا تجربه ورود عده ای از مسلمانان - به قصد تغییر و اصلاح - در عرصه سیاست چنان شکننده باشد که مسلمان را به سوی عزلت از این بازی خطرناک سوق داده باشد، تجربه ای که علی رغم عدم مثمر ثمر بودن آن، سبب هلاکت اشخاص و افرادی در ورطه طغیان و سرکشی شده باشد.

شرکت در مجالش تشریعی، و حضور در سیستم حکومت های غیر شرعی به گونه ای که در کفر و طغیانشان شریک بوده از تجارب عصر حاضر این امت است که به وضوح آثار انحطاط مسلمانان را چند برابر کرده است!

پا گذاشتن به عرصه ای که مستقیما با ایمان و اسلام شخص ارتباط پیدا می کند خطرات عظیمی را در بر خواهد داشت و زمانی این عرصه به مهلکه تبدیل می شود که مسلمان از چنان وزنه و قدرتی برخوردار نبوده و بلکه در چهارچوب قوانینی فعالیت کند که مستقیما تیغ بر ایمان او گذاشته باشند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کوردو  | لینک ثابت |

به راستي كه كِبْر مرض خطرناک و فراگیری است که کمتر کسی از شر آن سالم باقی  می ماند... در واقع بسیاری از کسانی که به این درد خبیث گرفتار آمده اند خود بی خبرند...و بسیاری، از کبر تفسیر و زعم غلطی دارند و فقط آن را در اینکه انسان لباس فاخر و زیبا بپوشد، مرکب راحت سوار شود و غذای آن چنانی استفاده کند  محصور کرده اند...و بعضی کبر را فقط خاص به اشخاص حاکم و طواغیت می دانند...یا آن را تنها در افراد ثروتمند می بینند...و چه بسا خود آنان نیز متکبر باشند و ندانند....و عده ای دیگر خود را وادار به زندگی  سخت،خشن و امساک نفس از ملذات دنیوی می کنند و در برابر مساکین تواضع دارند اما در حقیقت آنها خود امامانی از ائمه کبر و متکبران اند...بنابراین ضروری بود که به این موضوع مهم بپردازیم و در آن به بعضی از مسائل، فروع و احکامی که به کبر ربط دارند پاسخ بگوییم.

کبر چیست و دارای چه معنایی است...و چه اثری بر دین و اخلاق شخص می گذارد...و آیا ممکن است که دامن داعیان دین و طلاب علم شرعی را نیز بگیرد...و آیا کبر در عده ای خاص از مترفهان و خوش گذران  محصور است یا اینکه همه اقشار – و حتی عوام و فقیران- به آن دچار می شوند....گذشته از این، چگونه و چه زمانی انسان متکبر می شود و چه زمانی کبر ندارد...؟؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کوردو  | لینک ثابت |