

الحمد لله و الصلاة و السلام علي رسول الله و علي آله و صحبه و من تبعهم الی یوم الدین.
دین خداوند – سبحانه تعالی- نظامی است که به تمام زوایای وجودی انسان عنایت دارد هم چنانکه باطن انسان را صاف و نقی می خواهد، ظاهری آراسته به کردار و گفتار نیک نیز می طلبد...چون کسی رستگار می شود که خود را – در ظاهر و باطن – پاک گرداند ( قد افلح من زکیها )
قلب ، زبان و اعمال جوارح به طور مستقیم بر یکدیگر تاثیر می گذارند و اسلام هیچ کدام را بدون یکدیگر وا نمی نهد:
اسلام قلب را مکلف کرده :
1- ایمان بیاورد....و به طاغوت کافر شود:
لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ { بقره -256}: در دين هيچ اجبارى نيست و راه از بيراهه بخوبى آشكار شده است پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست.
2- اخلاص داشته باشد : فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلاَ يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدَا { کهف – 110}: پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد.
3- تقوای خدا کسب کند: {يأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُّسْلِمُونَ} { آل عمران- 110}: اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست پروا كنيد و زينهار جز مسلمان نميريد
4- شعایر خداوند را بزرگ شمارد: {ذلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ}{ حج-32} : اين است [فرايض خدا] و هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت آن [حاكى] از پاكى دلهاست
5- تنها به خداوند امید داشته باشد.
6- : از خداوند ترس و خشیت داشته باشد: عَنْ ثَابِتٍ عَنْ أَنَسٍ أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دَخَلَ عَلَى شَابٍّ وَهُوَ فِي الْمَوْتِ فَقَالَ كَيْفَ تَجِدُكَ قَالَ أَرْجُو اللَّهَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَأَخَافُ ذُنُوبِي فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَا يَجْتَمِعَانِ فِي قَلْبِ عَبْدٍ فِي مِثْلِ هَذَا الْمَوْطِنِ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا يَرْجُو وَآمَنَهُ مِمَّا يَخَافُ { سنن ابن ماجه} : ثابت بن انس می گوید پیابر پیش جوانی که در حال مرگ بود رفت و به او گفت: چه حال داری؟ جوان گفت: ای پیامبر خدا! به خداوند امید دارم و از گناهانم می ترسم. پیامبر فرمودند در قلب هیچ بنده ای مانند این دو حالت پیش نمی آید مگر آنکه خداوند آنچه را که او بدان امید داشه عطا کرده و از آنچه که می ترسیده ایمنیش می بخشد.... {الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلاَ يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً} احزاب: 39 : همان كسانى كه پيامهاى خدا را ابلاغ مىكنند و از او مىترسند و از هيچ كس جز خدا بيم ندارند و خدا براى حسابرسى كفايت مىكند
7- نهایت محبتش را خاص به خدا گرداند: {وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً للَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ للَّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ}{ بقره- 165}: برخى از مردم در برابر خدا همانندهايى [براى او] برمىگزينند و آنها را چون دوستى خدا دوست مىدارند ولى كسانى كه ايمان آوردهاند به خدا محبت بيشترى دارند كسانى كه [با برگزيدن بتها به خود] ستم نمودهاند اگر مىدانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيرو[ها] از آن خداست و خدا سختكيفر است
8- حب و محبتش، بغض و کینه اش بخاطر خدا باشد: عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ ثَلَاثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَجَدَ حَلَاوَةَ الْإِيمَانِ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِمَّا سِوَاهُمَا وَأَنْ يُحِبَّ الْمَرْءَ لَا يُحِبُّهُ إِلَّا لِلَّهِ وَأَنْ يَكْرَهَ أَنْ يَعُودَ فِي الْكُفْرِ كَمَا يَكْرَهُ أَنْ يُقْذَفَ فِي النَّارِ{ صحیح بخاری} : انس بن مالک می گوید پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: هر کسی سه چز را داشته باشد شیرینی امیان را خواهد چشید ...اینکه در نزد او خدا و رسول دوست داشتنی تر از هر چیز دیگر باشد...و اینکه شخصی را تنها به خاطر الله دوست داشته باشد...و سومین چیز اینکه : همچنان از افتادن در آتش نفرت دارد این چنین نیز از بازگشت به دوران کفر متنفر باشد.
9- حسن ظن داشته باشد و از سوء ظن بپرهیزد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ { حجرات- 12} : اى كسانى كه ايمان آوردهايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه پارهاى از گمانها گناه است
10- ...
اسلام انسان را به حفظ زبان و بکار گیری آن در راه خیر دعوت می کند:
1- کلمه طیبه شهادتین را بر زبان بیاورد: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْإِيمَانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ أَوْ بِضْعٌ وَسِتُّونَ شُعْبَةً فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَدْنَاهَا إِمَاطَةُ الْأَذَى عَنْ الطَّرِيقِ وَالْحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنْ الْإِيمَانِ { صحیح مسلم}
: ابوهریره روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: ایمان هفتاد و چند شعبه دارد که بالاترین آن قول لا اله الا الله و کمترینش برداشتن خس و خاشاک و ... از سر راه است و حیاء و شرم نیز شعبه ای از ایمان است.
2- خدای عزو جل را ذکر و سپاس گویید: {يأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً}{ احزاب- 41}: اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را ياد كنيد يادى بسيار
3- امر به معروف و نهی از منکر کنید: {وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ} { آل عمران -104} : بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند.
پیامبر می فرمایند: مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ { صحیح مسلم} : هر کس از شما که منکری مشاهده کرد با دستش آن را تغییر دهد اگر با دست نتوانست از زبان کار گیرد و اگر باز نتوانست با قلبش ( آن امر را بد پندارد) و الین ضعیف ترین درجه ایمان است.
4- حرف حق بزنید: مردی از پیامبر پرسید چه جهادی افضل است پیامبر فرمود: كَلِمَةُ حَقٍّ عِنْدَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ{ سنن النسائی} : کلمه حق گفتن نزد سلطان ظالم برترین جهاد است.
5- به مردم حرف نیکو بگویید : وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً { بقره : 83}: و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد.... {فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيماً} { اسراء: 23} : به آنها( پدر و مادر) [حتى] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.
6- حرف درست و استوار بزنید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا } { احزاب: 70} : اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد.
7- راست بگویید و از دروغ بپرهیزید: { إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ} غافر:28: چرا كه خدا كسى را كه افراطكار دروغزن باشد هدايت نمىكند....... پیامبر نیز می فرماید: إِنَّ الصِّدْقَ يَهْدِي إِلَى الْبِرِّ وَإِنَّ الْبِرَّ يَهْدِي إِلَى الْجَنَّةِ { صحیح بخاری}: صداقت به افعال خیر هدایت می کند و افعال خیر ( فاعل خیر را )به بهشت می کشاند.
8- غیبت نکنید: {وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ} حجرات: 12: بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهاش را بخورد از آن كراهت داريد [پس] از خدا بترسيد كه خدا توبهپذير مهربان است
9- یکدیگر را مسخره نکنید: {یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ} حجرات: 11 : اى كسانى كه ايمان آوردهايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند
10- بهتان نزنید: {إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ} نور: 23 : بىگمان كسانى كه به زنان پاكدامن بىخبر [از همه جا] و با ايمان نسبت زنا مىدهند در دنيا و آخرت لعنتشدهاند و براى آنها عذابى سختخواهد بود.
اسلام تنها به قلب پاک و گفتار نیک اکتفا نمی کند بلکه جسم را به انجام اعمال و شعایر مکلف کرده است.
1- نماز بخوانید: {وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ} انعام : 72 : و اينكه نماز برپا داريد و از او بترسيد و هم اوست كه نزد وى محشور خواهيد گرديد.... {أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ الْلَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً} اسراء:78 : نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپادار و [نيز] نماز صبح را زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان] است.
2- زکات بدهید: {وَ أَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُواُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً} مزمل:20: نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و وام نيكو به خدا دهيد ...
3- روزه بگیرید: {يأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ} بقره: 183: اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهيزگارى كنيد
4- در صورت توانایی فریضه حج را ادا کنید: {وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ} آل عمران:93 : و براى خدا حج آن خانه بر عهده مردم است [البته بر] كسى كه بتواند به سوى آن راه يابد و هر كه كفر ورزد يقينا خداوند از جهانيان بىنياز است.
5- در راه الله هجرت کنید: {وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ} نحل:41 : كسانى كه پس از ستمديدگى در راه خدا هجرت كردهاند در اين دنيا جاى نيكويى به آنان مىدهيم و اگر بدانند قطعا پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود.
6- در راه الله سبحانه و تعالی جهاد کنید: {كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ} بقره :216 : بر شما كارزار واجب شده است در حالى كه براى شما ناگوار است و بسا چيزى را خوش نمىداريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مىداريد و آن براى شما بد است و خدا مىداند و شما نمىدانيد..... {وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ} حج:78 : و در راه خدا چنانكه حق جهاد [در راه] اوست جهاد كنيد
7- صدقه و انفاق کنید: {لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ} آل عمران: 92 : هرگز به نيكوكارى نخواهيد رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد و از هر چه انفاق كنيد قطعا خدا بدان داناست
8- امر به معروف و نهی از منکر کنید: مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ { صحیح مسلم} : هر کس از شما که منکری مشاهده کرد با دستش آن را تغییر دهد اگر با دست نتوانست از زبان کار گیرد و اگر باز نتوانست با قلبش ( آن امر را بد پندارد) و الین ضعیف ترین درجه ایمان است.
9- یتیم را بنوازید، اسیر و مسکین را یاری دهید...برده آزاد کنید: {وَمَآ أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ*فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ * يَتِيماً ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَةٍ} بلد: 12-16: تو چه دانى كه آن گردنه [سخت] چيست* بندهاى را آزادكردن * يا در روز گرسنگى طعامدادن * به يتيمى خويشاوند * يا بينوايى خاكنشين..
10-
...
و این چنین اسلام، انسان را با تمامی ابعاد وجودش فرا می خواند تا معنای حقیقی ایمان را در در این کالبد خاکی با توجه به نقایص و ضعف هایش شکل دهد...چون کسی رستگار می شود که مومن باشد ( قد افلح المومنون )
مجموع این اعمال با همدیگر ، در تعریف ایمان جای می گیرند هم چنانکه سلف صالح این امت گفته اند: الایمان النیة و القول و العمل یزید و ینقص ...یزید بالطاعة..ینقص بالمعصیة:
ایمان عبارتست از نیت( اعتقاد قلب) ، قول و عمل..ایمان کم و زیاد می شود ....با عبادت زیاد می شود و با معصیت کاهش می یابد.
این سه رکن ایمان بر یکدیگر تاثیر مستقیم دارند هم چنانکه پیامبر – صلی الله علیه و سلم- در مورد تاثیرقلب بر سایر جوارح می فرماید:
أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ { صحیح بخاری} : هان! در جسم پارچه گوشتی است که اگر اصلاح شود همه جسم اصلاح می شود و هر گاه فاسد شود جسم نیز فاسد می گردد ..هان ! که آن قلب است.
و در مورد تاثیر کلام بر اعمال نیز می فرماید: إِنَّ الصِّدْقَ يَهْدِي إِلَى الْبِرِّ وَإِنَّ الْبِرَّ يَهْدِي إِلَى الْجَنَّةِ { صحیح بخاری}: صداقت به افعال خیر هدایت می کند و افعال خیر ( فاعل خیر را )به بهشت می کشاند.
از جهتی دیگر عدم هماهنگی این سه بعد ( نیت، قول و عمل) ایمان شخص را به مخاطره می اندازد که در مواردی به کلی از وجود انسان سلب خواهد شد :
کسی که بدون اعتقاد قلبی، بوسیله زبان و عمل اظهار ایمان کند او منافق است.
کسی که تنها با اعتقاد قلبی و زبان، به ایمان وانمود کند و در راستای اعتقاد و کلامش (هیچ )عملی انجام ندهد او کافر است.
و کسانی که گفتارشان موافق با عملشان نیست مورد غضب و خشم خداوند بزرگ واقع می شوند.
خداوند باری تعالی در سوره صف آیه 2 و 3 می فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ - كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ} : اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا چيزى مىگوييد كه انجام نمىدهيد * نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد!
به این ترتیب کسانی رستگار می شوند که نفسشان را از رذائل پاک گردانند ( قد افلح من زکیها) و کسانی رستگار می شوند که مومن باشند( قد افلح المومنون) ایمانی که جامع صفات عملی و کلامی و اعتقادی باشند.
و هیچ منافاتی در این مساله نیست زیرا کسانی که مومن باشند لازمه ایمانشان تزکیه و داشتن مکارم اخلاق است و کسانی که تزکیه نفس کنند و خود را از رذائل درونی و بیرونیش پاک گردانند آنان همان مومنان هستند.
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْإِيمَانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ أَوْ بِضْعٌ وَسِتُّونَ شُعْبَةً فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَدْنَاهَا إِمَاطَةُ الْأَذَى عَنْ الطَّرِيقِ وَالْحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنْ الْإِيمَانِ { صحیح مسلم}
: ابوهریره روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: ایمان هفتاد و چند شعبه دارد که بالاترین آن قول لا اله الا الله و کمترینش برداشتن خس و خاشاک و ... از سر راه است و حیاء و شرم نیز شعبه ای از ایمان است.
مطلوب دین خداوند این است و پیامبران جز این، هدف دیگری نداشته اند و این خود بر حقانیت و صداقت آنان دلالت دارد چرا که مطلوب یک اغواگر، یک دروغگو، که خود را به خداوند نسبت دهد مکارم اخلاق و ارزشهای والا نیست بلکه او به خاطر مصالحش بعضی اعمال و رفتار را توصیه کرده و بعض دیگر را وا می نهد...اما پیامبران آورنده وحی الهی هستند و به راستی که قلبشان از انچه که شنیده و دیده بود منحرف نگشت و عین حقیقت را برای مردمان بیان کرده اند.
در پایان جا دارد از منکران دین بپرسیم اینکه قلب سوء ظن نداشته بتشد..زبان غیبت نکند ..افترا نزند..دروغ نگوید...دست کسب روزی حلال کند و حرام نخورد...به یتیم توجه کند..اسیر و مسکین را التیام مالی دهدو ...چه سودی به حال پیامبران داشته و چه مصالح و منافعی را برایشان برآورده کرده است؟
{وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ} یوسف:21:
و خدا بر كار خويش چيره است ولى بيشتر مردم نمىدانند.
کوردو
۵/۳/۱۳۸۸
