تبليغاتX
صدای غربت - ناصبی ها ( سنی)کتمان کرده اند!...شبهه 5

استاد می گوید: ابن حجر عسقلانی – دانشمند بزرگ اهل سنت-  از یونس بن خباب نقل می کند که پس از توضیح درباره چگونگی عذاب قبر ، گفت : در اینجا مطلبی است که ناصبی ها آن را پنهان داشته اند! گفتم : آن مطلب چیست؟ گفت: انه لیسئل فی قبره من ولیک فان قال علی نجی : در عالم قبر درباره امامت می پرسند اگر فرد بگوید" امامم علی است" نجات پیدا می کند( تهذیب التهذیب- ابن حجر 11/ 439)

سوال : از نظر شما ناصبی یعنی چه؟

دانشجو می گوید: قبل از آنکه به سوال شما پاسخی بدهم شما را به مغالطات در متن "تهذیب" متوجه می سازم.

اولا کتاب " تهذیب" توضیح هیچ اعتقاد، اخبار و احکامی نیست که شما می گویید { پس از توضیح درباره چگونگی عذاب قبر از یونس بن خباب نقل می کن ..} بلکه کتاب " تهذیب التهذیب "   کتابی  در مورد جرح و تعدیل روایان حدیث است که اصل کتاب متعلق به ابن حجر نیست بلکه مختصری  از کتاب " کمال التهذیب" مزی است و ابن حجر به تهذیب آن پرداخته است.

موضوع بحث در صفحه 437 تا 439درباره شخصیت یونس بن خباب است که در کل به جرح او پرداخته است مثل آن که ابن معین در مورد او می گوید: او مرد بدی است و به عثمان دشنام می داد ، جوزجانی می گوید: او دروغگوی افترا زنی است ....تا اینجا که ابن معین می گوید:  بین هلال بن خباب و یونس بن خباب رابطه خویشاوندی نیست یونس به خباب یک شیعی غالی است و ابی دواد ( بر خلاف اکثر روای شناسان)می گوید: در حدیث یونس بن خباب انکاری نیست جز آنکه در حدیث عذاب قبر اضافه کرده و " علی ولیی" : و علی مولای من است و ابراهیم بن زیاد سبلان از عباد بن عباد باز می گوید که گفته من پیش یونس بن خباب رفتم و درباره حدیث عذاب قبر از او سوال کردم . او به من گفت : آنجا کلمه ای بوده ناصبی ها مخفی اش کرده اند ..گفتم: ان چیست؟ گفت: در قبر از ولی تو سوال می پرسند اگر گفت: ولی من علی است پس نجات می یابد ...گفتم: به خدا قسم من چنین چیزی نشنیدم ..گفت : تو از کجایی ؟ ..گفتم : من از بصره هستم ..گفت: تو عثمانی خبیث هستی! ...و الی آخر قصه .

به این ترتیب می بینیم که یونس بن خباب یک شیعه غالی است که در کتاب " تهذیب" به جرح او پرداخته شده و قصه ای را از او نقل می کند و فرق این موضوع با ادعای شما مانند ریسمان و آسمان است!

نمی دانم شیعه تا کی می خواهد به صورت گزینشی به تحریف و تغییر متون ادامه دهد این موضوع مرا به یاد مغالطات آقای امینی در کتاب الغدیر می اندازد آنجا که برای اثبات عقاید شیعه به کتب اهل سنت ارجاع داده و همگی مبتنی بر گزینشی عمل کردن است.

امینی می گوید: آیه 56 سوره مائده در شان علی – رضی الله عنه – است که در رکوع به فقیری انگشتر دادند و به تفاسیر اهل سنت( مثل ابن کثیر، رازی، فتح القدیر و ...) اشاره می کند در حالی که اکثرا تایید نکرده اند بلکه صرفا روایت را نقل کرده و سپس آن را تضعیف نموده اند!!

اما ناصبی کسانی هستند که با اهل بیت دشمنی دارند که الحمدلله اهل سنت از آنان بری هستند و جالب آنکه شیعه نیز در تعریف ناصبی جای می گیرد مگر انکه ثابت کند همسران پیامبر جزو اهل بیت او نیستند! و این میسر نیست مگر آنکه شتر از سوراخ سوزن عبور کند!    

نوشته شده توسط کوردو  | لینک ثابت |